ميثاق جامعه ملل در 28 آوريل 1919 در کنفرانس صلح ورساي به اتفاق آرا به تصويب رسيد. ميثاق جنگ را ممنوع نکرد، بلکه صرفاً محدوديتهايي براي استفاده از زور ايجاد نمود ميثاق براي جلوگيري از بروز جنگي ديگر سعي کرد تا ضوابطي براي حل مسالمت آميز اختلافات، تحديد حق توسل به جنگ و پيشگيري از توسل به زور تعيين کند. به ديگر سخن، جنگ تحت مواد ميثاق آخرين راه حل براي منازعات بينالمللي دولتها به شمار ميرفت.
بر اساس ماده 16 ميثاق، هر جنگ يا تهديد به آن مسالهاي مرتبط با تمام اعضا به شمار ميرفت. از اعضا درخواست شده بود تا اقدامات لازم را جهت حفظ صلح بينالمللي به عمل آورند. ضمانت اجراي ملحوظ در ماده 16 ميثاق بر پايه دو اصل کلي استوار بود:
توسل به زور مشترک اعضاي جامعه ملل براي اعاده امنيت بينالمللي عملي قانوني بود که ميثاق آن را مجاز دانسته بود. جنگ يکي از اعضا عليه يک دولت، جنگي عليه تمام متعاهدان به حساب ميآمد و آثار حقوقي فراواني بر ناقض دانست.
ميثاق جامعه ملل، کشورهاي عضو را متعهد ساخته بود تا در موارد زير از توسل مسلحانه به زور و مبادرت به جنگ پرهيز کنند: «در صورتي که ميان آنها اختلافي بروز کند که احتمال قطع روابط به واسطه آن ممکن باشد، آنها اختلاف مزبور را به آئين داوري يا قضايي و يا به رسيدگي شورا رجوع دهند. توسل به جنگ قبل از انقضاي يک مهلت سه ماهه پس از تصميم داوري يا قضايي و يا گزارش شورا ممنوع است.
در صورتي که طرفين اختلاف شيوه داوري يا قضايي را جهت حل اختلافات خود انتخاب کرده باشند بايد تصميمات آن مراجع را با حسن نيت اجرا کنند. مبادرت به جنگ عليه کشوري که به آن تصميمات تمکين نمايد ممنوع ميباشد.
(بند 4 ماده 13) هر گاه گزارش شورا به اتفاق آرا پذيرفته شود (راي طرفين اختلاف، محاسبه نميشود) اعضاي جامعه متعهد ميشوند که عليه هيچ يک از طرفين اختلاف که به استنتاجات اين گزارش تمکين کرده است متوسل به جنگ نشوند. (بند 6 ماده 15)
جنگي که هدف و نتيجهاش لطمه به تماميت ارضي يا استقلال سياسي اعضاي جامعه باشد و منجر به تجاوز خارجي شود. در صورت تجاوز، تهديد يا خطر تجاوز، شورا وسايلي را تهيه خواهد کرد تا اجراي اين تعهد را تامين کند. (ماده 10)
بنابراين، ميثاق مساله ممنوعيت يا تحريم جنگ را به طور محدود و جزيي پذيرفته است و نتيجتاً فروض مختلفي باقي ميماند که توسل به جنگ طبق مفاد ميثاق، قانوني و مشروع و آزاد قلمداد ميشود. اما در هر حال اگر جنگي آغاز شود و يا تهديد به جنگي صورت گيرد، چه مستقيماً توسط کشورهاي عضو و چه از سوي کشورهاي غير عضو، جامعه توجه خود را به آن معطوف خواهد داشت و به منظور حفظ موثر صلح اقدامات موثر و واقعي را انجام خواهد داد. در چنين موردي، دبير کل به تقاضاي هر يک از اعضاي جامعه، شورا را به فوريت دعوت به تشکيل مينمايد (بند 1 ماده 11)»
سازمان ملل; جنگ و چالش کارآمدی
محوری ترین مفهوم در فلسفه وجودی سازمان ملل متحد که در ماده یک «منشور ملل متحد» آمده است، «حفظ صلح و منیت بین المللی » است . پس از پایان جنگ جهانی دوم و تاسیس این سازمان جهانی برای حفظ صلح و امنیت بین المللی، مفهوم «سیستم امنیت دسته جمعی » که قبلا در میثاق جامعه ملل نیز گنجانده شده بود، رشد تازه ای یافت . امنیت دسته جمعی از آن جهت در حقوق بین الملل حائز اهمیت است که «جنگ » برای اولین بار در نظام بین المللی در میثاق «بریان - کلوگ » 27 اوت 1928 خارج از قانون اعلام شد و همین طور در ماده 2 منشور ملل متحد جنگ «ممنوع » اعلام گردید .
گرچه خود منشور ملل متحد نیز جنگ و توسل به زور را در برخی از موارد استثنا کرده و راه را برای برخی از اقدامات قهرآمیز باز گذاشته است، ولی روح حاکم بر حقوق بین الملل معاصر و گرایش و ایده جهانی، ممنوعیت توسل به زور در روابط بین الملل می باشد . ناگفته پیداست این اصل عمومی و خواست جهانی همواره به بهانه های مختلف زیر پا نهاده شده و با توجیه های گوناگون، اصل ممنوعیت جنگ در حقوق بین الملل، نادیده انگاشته شده است .
پيمان بريان – کلوگ
ميثاق بريان – کلوگ يا پاريس به عنوان يک پيمان عمومي منع يا تحريم جنگ، اقدام مستقل حقوقي و جدا از ميثاق جامعه ملل است. اين ميثاق بيشتر معروف به نام امضاء کنندگان اوليه و اصلي آن آريستيد بريان و ف. ب کلوگ وزيران امور خارجه فرانسه و ايالات متحده آمريکا است.
ميثاق ابتدا توسط بريان و کلوگ به امضا ر سيد و سپس در 27 اوت 1928 توسط 15 کشور از جمله ايالات متحده آمريکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، بلژيک، ايتاليا، ژاپن، لهستان و چکسلواکي امضا شد. اين قرارداد از 24 ژوييه 1929 به مرحله اجرا درآمد.
ميثاق به گونهاي تدوين شده بود که ساير کشورها را دعوت به الحاق ميکرد. از اين رو تعداد زيادي از آنها مخصوصاً کشورهاي عضو جامعه ملل به ميثاق ملحق شدند. اين تعداد اعضا در سال 1939 به 63 کشور رسيد که 54 کشور عضو جامعه جزو آن بودند.
اين ميثاق بدون محدوديت زماني منعقد شده و مشتمل بر يک مقدمه و سه ماده است بر طبق ماده يک اين پيمان دولتهاي متعاهد رسماً اعلام ميکنند که هر نوع توسل به جنگ را به منظور حل اختلافات بينالمللي و به عنوان ابزار سياست ملي در روابط خود با ديگران محکوم ميکنند و در ماده 2 موافقت ميکنند که تسويه تمامي اختلافات خود را صرف نظر از هر منشأ و ماهيتي که داشته باشد و به جز با وسايل صلح آميز انجام ندهند.
در پيمان هيچ تعريفي از جنگ تجاوزکارانه نشده بود؛ اقدامات کمتر از جنگ مانند تلافي مورد اشاره قرار نگرفته و نظامي براي اجراي قواعد مذکور مقرر نشده بود، به علاوه پيمان، کل جامعه ملل را در بر نميگرفت و لذا اين نقايص موجب گشت دولتها به راحتي با توسل به حوادث ساختگي اقدامات خود را توجيه کنند. کما اين که ژاپن تهاجم خود را به منچوري يک حادثه ناميد.
پيمان مذکور توانست موجب توسعه حقوق بينالملل از jus ad bellum به bellumjus contra گردد و به يک معاهده قانون ساز بدل شده و در دادگاههاي نورنبرگ و توکيو نيز مورد استفاده قرار گيرد. تفاوت پيمان بريان – کلوگ با پيمان لوکارنو و ميثاق جامعه ملل در آن است که اين پيمان نه تنها توسل به جنگ تجاوزکارانه، بلکه توسل به انواع مختلف جنگ را براي حل مجادلات بينالمللي ممنوع ميسازد. ولي باز هم همانند ميثاق و پيمان لوکارنو آن را در موارد معدودي مجاز و قانوني ميداند.
يکي از شيوههاي تقويت ممانعت موجود در پيمان پاريس را استيمسون در1932 ارايه کرد. تحت اين دکترين دولت آمريکا از شناسايي اوضاع و احوالي که ناشي از اعمال زور بود خودداري ميکرد
صلح به عنوان هدف در صحنهء سیاست جهانی
بیشتر دانشمندان بر آنند که «صلح» از هدف های اساسی کشور ها در صحنهء بین المللی به شمار می رود. مقصود از صلح « پرهیز از اختلاف شدید و بر خورد نظامی با سایر کشور هاست» به بیان دیگر صلح بین المللی همان ثبات نسبی نظامی، تعادل قدرت و فقدان اختلال و بی نظمی کلی در نظام بین المللی موجود یا در شالودهء روابط میان کشور هاست.
اندیشمندان روابط بین الملل پرهیز از جنگ را یکی از هدف های ملی بشمار آورده اند. زیرا به زعم اینان در جنگ، منابع انسانی و مادی و معنوی تلف می شود و معمولاٌ آنچه با جنگ بدست می آید کمتر از آن چیزی است که از دست می رود. از اینروست که برخی بر قراری و حفظ صلح را به عنوان یکی از هدف های بنیادی کشور ها به شمار آورده اند.
علت دیگر این که حفظ صلح به صورت یکی از هدف های بنیادین کشور ها در راه حفظ صلح این است که در صورت و جود صلح در صحنهء بین المللی، سایر منافع کشور ها، به ویژه امنیت ملی، معمولاٌ بهتر و آسان تر تاءمین و حفظ می شود.
افزون بر این در عصر اتم و با فرض قریب به یقینی که جنگ هسته ای موجب نابودی طرفین جنگ می گردد، پرهیز از جنگ بیش از همیشه لازم و ضروری شمرده شده است.
در تاریخ ملت ها کم نیست مواردی که صلح با خلوص نیت از سوی آن ها مورد تایید قرا گرفته است. برای نمونه در سال 1920 چهل و دو کشور میثاق جامعهء ملل را پذیرفتند و متعهد شدند که همکاری بین المللی را تقویت کرده و از راه عدم توسل به زور در راه صلح و امنیت بین المللی بکوشند.
در سال 1928 در پیمان پاریس که « پیمان بریان-کلوگ» معروف است کشور های امضا کننده تحریم جنگ،انصراف خود را از توسل به زور اعلام داشتند.
در سال 1945 در سانفرانسیسکو 51 کشور با امضای منشورملل متحد توسل به جنگ را نا بجا و ناشایست شمرده و متعهد شدند که اختلافات خود را از راه های مسالمت آمیز حل و فصل کنند.
با اعتقاد به لزوم پرهیز از جنگ، امضا کنندگان منشور ملل متحد در سانفرانسیسکو سازمان ملل متحد را بنیان گذاشتند که هدف اصلی و اساسی آن حفظ صلح و امنیت بین المللی است. برای حصول به این هدف تصمیم گرفته شد که اقدامات دسته جمعی برای جلوگیری از جنگ و بر طرف گردن هر نوع تهدیدی که صلح را به مخاطره اندازد بعمل آید.
در مقدمهء منشور ملل متحد چنین آمده است:
« ما مردم ملل متحد با تصمیم به محفوظ داشتن نسل های آینده از بلای جنگ که دوبار در مدت عمر ما افراد بشر را دچار مصاءب غیر قابل بیان نموده مصمم هستیم»... با یکدیگر همکاری کنیم.
در همین مقدمه آمده است که ملت های عضو ملل متحد تعهد کرده اند که به منظور حفظ صلح و عدم توسل به جنگ « چون همسایگان خوب» با هم زندگی کرده و « صبر و شکیبایی » پیشه کنند.
چنان که گذشت جانبداری از صلح و تحریم جنگ را در اظهارات و تعهدات رسمی کشور ها و نیز در مدارک دیپلماتیک فراوان میتوان یافت، و لی آنچه در رفتار و کردار کشور ها در صحنهء بین الملل دیده می شود غالباٌ خلاف آنرا ثابت کرده است. واقعیات سیاسی نشان می دهد که جنگ-لا اقل در گذشته- تقریباٌ یک « وضع عادی و طبیعی» در روابط دولت ها به شمار می رفته است.
امید به اینکه جنگی دیگر بمیان نیاید تا چشمان کودکی اشکبارشود و غربت و آوارگی تعداد زیاد ی از انسانها را از خانه و کاشانه شان دور سازد.
ممنوعیت توسل به زور درحقوق بین الملل
بروز جنگهاي خانمان سوز در جامعة بين المللي كه منجر به مرگ و نابودي ميليونها انسان شد، اين تفكر را به وجود آورد كه آيا براستي هدفهاي جنگ، از آن چنان ارزشي برخوردارند كه بتوان جان انسان را براي آن به خطر انداخت؟
آيا دستاوردهاي جنگ در مقابل ويرانيها، خرابيها، كشتار و از همه مهمتر، كينه و نفرتي كه بين ملتهاي درگير در جنگ ايجاد مي كند، قابل توجيه است؟ از اين رو، فعاليتهايي براي محدوديت و سپس ممنوعيت كامل جنگ و توسل به زور، از پيش از جنگ اول جهاني صورت گرفت.
برخي از اين اقدامات، براي محدود كردن جنگ در ميثاق جامعة ملل ـ كه در 28 آوريل 1919 در كنفرانس صلح «ورساي» به اتفاق آرا تصويب شد ـ پيش بيني شده؛ ولي كافي نبود. از اين رو، در كنار ميثاق، كنفرانسها و پيمانهايي براي تخفيف تشنجات بين المللي و ممنوعيت جنگ مطرح شد و با تلاش برخي كشورها به تصويب رسيد؛ معاهدات «لوكارنو» در اول دسامبر 1925 و پيمان «بريان كلوگ» (يا پيمان بارسيل) از آن جمله اند
در پيمان پاريس، «جنگ به عنوان ابزار سياست ملي»، «تقبيح» و بر حل مسالمت آميز اختلافات بين المللي تاكيد شد. اين پيمان بين «آرستيد بريان»، وزير امور خارجة فرانسه و «كلوگ» وزير امور خارجه آمريكا منعقد گرديد و بعدها 56 كشور ديگر به آن پيوستند.
جنگ جهاني دوم، تمامي آن تلاشها را خنثي كرد. فجايع و كشتار ميليونها انسان در طول اين جنگ، سرانجام جامعة بين المللي را بر آن داشت كه يك اقدام مؤثر و همه جانبه در خصوص معرفي جنگ، به عنوان يك اقدام زيانبار براي زندگي بشر و ممنوعيت كلي آن صورت دهد و منشور ملل متحد، اولين و مهمترين اقدام بود. بند يك مادة اول منشور، يكي از مقاصد منشور را حفظ صلح و امنيت بين المللي اعلام مي كند و براي برقراري آن شعار مي داد:
و بدين منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعي براي جلوگيري و برطرف كردن تهديدها عليه صلح، و متوقف كردن هرگونه عمل تجاوز يا ساير اقدامات ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعديل و تصفية
اختلافات بين المللي يا وضعيتهايي كه ممكن است منجر به نقض صلح گردد با وسايل مسالمت آميز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بين الملل.
كلية اعضا، اختلافات بين المللي خود را به وسايل مسالمت آميز، به طريقي كه صلح و امنيت بين المللي و عدالت به خطر نيفتد، تصفيه خواهند كرد.
كلية اعضا، در روابط بين المللي خود، از تهديد به زور يا استعمال آن عليه تماميت ارضي و استقلال سياسي هر كشوري و با هر روش ديگري كه با مقاصد ملل متحد مباينت داشته باشد، خودداري خواهند نمود.
منشور به دليل رفع هرگونه ابهام و جلوگيري از سوء استفادة كشورها، به جاي عنوان «جنگ كه داراي يك مفهوم فني و تكنيكي است، از عبارت عامتر «توسل به زور» استفاده كرده و البته هيچ كس ترديد ندارد كه استفاده از «زور» در منشور، همان استفاده از نيروي مسلح است.(10)
در واقع ممنوعيت توسل به زور» در روابط بين المللي، امروزه به عنوان يكي از قواعد آمرة بين المللي شناخته شده است.(11) در ضمن، نمي توان اين مساله را از نظر دور داشت كه استثنائاتي بر اين اصل كلي، مانند «دفاع» وارد شده است (مادة 61 منشور)؛ اما بحث در خصوص آنها از حوصلة اين مقاله خارج است
ایران وپیوستن به معاهده صلح پاریس
. ماده واحده - مجلس شوراي ملي با در نظر گرفتن مراسله وزارت امور خارجه كه در 11 مهر ماه 1307 به
نماينده دول متحده آمريكا در تهران نوشته شده مشاركت دولت ايران در عهدنامه تحريم جنگ مورخه 27
اوت 1928 منعقده پاريس مشتمل بر يك مقدمه و 3 ماده تصويب و به دولت اجازه مي دهد كه سند الحاق
ايران را به عهدنامه مذكوره به دول متحده آمريكا تسليم نمايد.
اين قانون كه مشتمل بر يك ماده است در جلسه بيست و هشتم فروردين ماه يكهزار و سيصد و هشت
شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.